ترجمه "painter" به فارسی

نقاش, نگارگر, رنگکار بهترین ترجمه های "painter" به فارسی هستند.

painter noun دستور زبان

An artist who paints pictures. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقاش

    noun

    laborer [..]

    He was no longer an amateur painter, he was a professional.

    او دیگر یک نقاش مبتدی نبود ، یک هنرمند حرفهای بود.

  • نگارگر

    artist

  • رنگکار

    laborer

  • ترجمه های کمتر

    • صورتگر
    • راقم
    • نقشگر
    • (امریکا) رجوع شود به cougar
    • (طنابی که با آن قایق را مهار می کنند یا یدک می کشند) افسار قایق
    • خامه زن
    • رنگ پرداز
    • طناب یدک کشی
    • مهار قایق
    • نقاش (کسی که تصویر می کشد یا کسی که در و دیوار را رنگ می زند)
    • پیکر نگار
    • چهره پرداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " painter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Painter proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Painter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Painter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "painter"

عباراتی شبیه به "painter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "painter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه