ترجمه "pairing" به فارسی

(تیم ها یا ورزشکاران را به دستجات دوتایی که باید با هم مسابقه بدهند تقسیم کردن) تعیین حریف, (جمع) فهرست همداوان, جفت سازی بهترین ترجمه های "pairing" به فارسی هستند.

pairing noun verb دستور زبان

The combination or union of two things. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (تیم ها یا ورزشکاران را به دستجات دوتایی که باید با هم مسابقه بدهند تقسیم کردن) تعیین حریف

  • (جمع) فهرست همداوان

  • جفت سازی

    The process of establishing a Bluetooth link or connection between two Bluetooth–enabled devices.

  • همداو گزینی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pairing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pairing" با ترجمه به فارسی

  • جفتشدگی کروموزوم · سيناپسیس
  • انبرک · قیچی · ماشه · موچین · گاز انبر
  • زوج بههمتابیده
  • هیپ جفتشده
  • عینک
  • پرگار
  • (بازی ورق) دو خال یک جور · جفت · جفت سازی · جفت شدن · جفت کردن · دو · دو تایی کردن · دو لنگه · دو نفر · دو نفری · دو نفری کردن · دو ورق یک جور · دوبیتی · دوتا · زن و شوهر · زن و شوهر کردن · زوج · زوج کردن · زوجی · شماره دو · نر و ماده · چند قلو · چیز دو جزئی · یک بیت شعر
  • جفتالکترون
اضافه کردن

ترجمه های "pairing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه