ترجمه "paladin" به فارسی
جوانمرد, قهرمان, گرد بهترین ترجمه های "paladin" به فارسی هستند.
paladin
noun
دستور زبان
A heroic champion (especially a knightly one). [..]
-
جوانمرد
-
قهرمان
noun -
گرد
adjective noun -
هر یک از دوازده دلیرانی که همیار شارلمان بودند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paladin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن