ترجمه "palladium" به فارسی
پالادیم, حافظ, نگهدار بهترین ترجمه های "palladium" به فارسی هستند.
palladium
noun
دستور زبان
A safeguard (from a statue of Athena that was believed to safeguard the ancient city of Troy). [..]
-
پالادیم
از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
-
حافظ
adjective noun proper -
نگهدار
-
ترجمه های کمتر
- (شیمی) پالادیم (عنصر نادر و نقره فام و چکش خوار و خم پذیر از گروه پلاتین - نشان آن : Pd
- (یونان و روم باستان) تندیس Pallas Athena به ویژه مجسمه ی او در شهر تروی
- ایمن دار
- شماره ی اتمی : 64
- نقطه جوش : c0792)
- نقطه ی گداز: c4551
- وزن اتمی : 4/601
- وزن مخصوص 20/21
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palladium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Palladium
Palladium (mythology)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Palladium" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Palladium در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "palladium" با ترجمه به فارسی
-
ایزوتوپهای پالادیم
-
پالادیم(II) نیترات
-
اکسید پالادیم(II)
-
کلرید پالادیم(II)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن