ترجمه "palliate" به فارسی

(درد و بیماری و غیره) تسکین دادن, استمالت کردن, به نمایی کردن بهترین ترجمه های "palliate" به فارسی هستند.

palliate adjective verb دستور زبان

(obsolete) Cloaked; hidden, concealed. [15th-17th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (درد و بیماری و غیره) تسکین دادن

  • استمالت کردن

  • به نمایی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بهتر نمایاندن
    • درد کاهی کردن
    • سبک کردن
    • فرو نشاندن
    • کوچک نمایاندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palliate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "palliate" با ترجمه به فارسی

  • ارامش موقتی · بهانه انگیزی · تخفیف · تسکین · تسکین موقتی · سبک نمایی · نخفیف · پرده پوشی · کاهش
  • تسکین دهنده · کاهش دهنده
اضافه کردن

ترجمه های "palliate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه