ترجمه "palmy" به فارسی

نخلستانی, دلخواه, موفق بهترین ترجمه های "palmy" به فارسی هستند.

palmy adjective دستور زبان

Of, related to, or covered with palm trees. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نخلستانی

    But though the green palmy cliffs of the land soon loomed on the starboard bow

    اما هر چند سالحهای صخرهای و سبز و نخلستانی به زودی در طرف راست کشتی آشکار میشدند

  • دلخواه

  • موفق

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • موفقیت آمیز
    • نخل مانند
    • نخلستان مانند
    • پر از درخت نخل
    • پر رونق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palmy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "palmy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "palmy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه