ترجمه "pamper" به فارسی

سیراندن, (از چیزی) زده کردن, (در اصل) به حد اشباع خوراندن یا اقناع کردن بهترین ترجمه های "pamper" به فارسی هستند.

pamper verb دستور زبان

To treat with excessive care, attention or indulgence [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیراندن

  • (از چیزی) زده کردن

  • (در اصل) به حد اشباع خوراندن یا اقناع کردن

  • ترجمه های کمتر

    • اقناع کردن
    • برآورده کردن
    • لوس کردن
    • ناز نازی بار آوردن
    • ناز پرورده کردن
    • ننر کردن
    • نوازش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pamper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pamper" با ترجمه به فارسی

  • ناز پرورده
  • (نام بازرگانی - قنداق بچه) کهنه ی کاغذی · کشال بند کاغذی
  • ناز پرورده
اضافه کردن

ترجمه های "pamper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه