ترجمه "pan" به فارسی
ماهی تابه, پان, تنبول بهترین ترجمه های "pan" به فارسی هستند.
A wide, flat receptacle used around the house, especially for cooking. [..]
-
ماهی تابه
nounflat vessel used for cooking
you put them in a pan, and you apply energy.
اونها را در ماهی تابه میگذارید و انرژی میگذارید.
-
پان
He was afraid of Grushenka, afraid that the pan would at once raise an outcry.
او از گروچنکا میترسید و پیشبینی میکرد که پان خشم خود را ابراز خواهد داشت.
-
تنبول
-
ترجمه های کمتر
- جمجمه
- قاب
- تاوه
- حرکت
- کاسه
- تشتک
- چاله
- تشت
- بشقابک
- لگنچه
- پیاله
- تغار
- ساج
- چرخاندن
- تاس
- گودال
- چهره
- (اسطوره ی یونان - دارگونه ی دشت و جنگل و جانوران نارام که پاها و گوش های او مانند بز بود) پن (رومی ها به او می گفتند: Faunus)
- (امریکا - خودمانی) صورت
- (امریکا - عامیانه) خرده گرفتن
- (با لاوک یا تشتک) شن را شستن و طلای آن را جدا کردن
- (بنایی) کپه
- (ترازو) کفه
- (تفنگ و تپانچه) پستانک
- (دوربین فیلم برداری و غیره)
- (شن و ریگ) زر دادن
- (ظرف پهن و کم ژرفا و بی در) تابه
- (هندوستان) پان
- انتقاد کردن
- برگ تنبول
- تصویر چرخشی
- در تاوه پختن (یاسرخ کردن یا بو دادن)
- دوربین را به طور افقی حرکت دادن
- زرگیری کردن 0
- طلا داشتن
- فرتور جنبش نما
- فرو رفتگی زمین
- متصل کردن
- مخفف : پاناما
- هر چیز تشت مانند: (معدن طلا و غیره) لاوک
- پوسته ی سخت خاک (که آب به سختی در آن نفوذ می کند)
- چرخش (دوربین)
- یخ شناور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(Greek mythology) Greek god of nature, often visualized as half goat and half man playing pipes. [..]
-
پان
Pan Vrublevsky came up to the table, swaying as he walked.
پان وروبلوسکی تلوخوران به میز نزدیک شد و جام خود را بلند کرد.
Acronym of [i]primary account number[/i]. [..]
"PAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pan"
عباراتی شبیه به "pan" با ترجمه به فارسی
-
(ظرف کاسه مانند دارای لوله در وسط - برای پختن کیک) قالب کیک
-
پانعربیسم
-
(نام شخصیت نمایشنامه ی ((پیترپن)) اثر J.M.Barrie) پیترپن
-
ماهیتابه ی گرد و دردار
-
(خوراک چینی دارای نواره های گوشت مرغ و سبزیجات و قارچ سیاه) موگو گیپان
-
(ظرفی که چربی کباب و یا چربی گوشت سرخ کرده را در آن جمع آوری می کنند) ظرف چربی کباب (drip pan هم می نویسند)
-
سراسر · همه · پان [pantheism یا panchromatic یا Pan-American] · پیشوند: همه
-
(نام محله ی نویسندگان ترانه و موسیقی در شهر نیویورک) تین پن الی · محله ی هنرمندان · هنرمندان و سازندگان موسیقی وترانه و آواز