ترجمه "panel" به فارسی

تابلو, قطعه, گروه بهترین ترجمه های "panel" به فارسی هستند.

panel verb noun دستور زبان

A (usually) rectangular section of a surface, or of a covering or of a wall, fence etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابلو

    Drag sensors to empty cells of a worksheet or the panel applet

    کشیدن حسگرها به سلولهای خالی از یک کاربرگ یا برنامک تابلو

  • قطعه

    And then on the right is what I refer to as a footnote panel.

    سپس در سمت راست چیزی که من به آن به عنوان قطعه شرح و تبصره اشاره میکنم.

  • گروه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پهنه
    • داورگان
    • فراخواندگان
    • ژوری
    • پالان
    • جرگه
    • پار
    • جل
    • (اتومبیل و هواپیما و دستگاه های برقی و غیره) تابلوی فرمان
    • (با چوب و غیره) روکش کردن
    • (خیاطی) خرج کار 1
    • (سقف یا دیوار یا در و غیره) قاب
    • (نقاشی رنگ و روغن) بوم چوبی
    • (هواپیما) هر یک از پهنه های فلزی (که به بال پیچ شده اند)
    • (گروهی که برای کار بخصوصی فراخوان شده اند) هیئت
    • با قطعات مسطح (یا قاب یا تخته و غیره) پوشاندن یا زینت کردن
    • تصویر پر پهنا
    • جام (رجوع شود به pane)
    • زین نرم
    • زین پارچه ای
    • سنجه خانه
    • شیشه ی پنجره
    • صفحه کنترل
    • صفحه ی کلیدها
    • فهرست کسانی که برای عضویت در هیئت منصفه ی دادگاه فراخوان شده اند
    • قاب گذاردن
    • میزگرد 0
    • نقاشی روی بوم چوبی
    • هر یک از تخته پارچه هایی که در چتر و چتر نجات و بالون و دامن زنانه و غیره به هم دوخته یا وصل شده اند
    • هیئت منصفه
    • پارچه یا نمد زیر زین
    • پهن تخته
    • پهن چوب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " panel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Panel
+ اضافه کردن

"Panel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Panel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "panel"

عباراتی شبیه به "panel" با ترجمه به فارسی

  • صفحه کنترل
  • فیوز بکس
  • صفحه اطلاعات اسناد
  • تخته ها (یا پهنه ها و غیره ی) روی چیزی · تخته ی بزرگی که از آن قاب و پهنه می برند 3 - چوب تنکه سازی تنکه های در · جام شیشه · قاب بندی · قاب شیشه · قطعه
  • صفحه سند
  • تُنُکه در (اصطلاح نجاری)تخته ٔپهن که میان دو پاسار یا دو آلت در درها و پنجره ها بکار برند
  • (مکانیک اتومبیل) هر یک از صفحات فلزی زیر درهای اتومبیل
  • ساندویچپنل
اضافه کردن

ترجمه های "panel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه