ترجمه "panic" به فارسی

هراس, آسیمگی, دهشت بهترین ترجمه های "panic" به فارسی هستند.

panic adjective verb noun دستور زبان

(now rare) Pertaining to the god Pan. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هراس

    noun

    Every time anyone walks into the department I feel a little spasm of panic.

    هر وقت کسی پا به داخل اتاق میگذاشت من کمی دچار هول و هراس میشدم.

  • آسیمگی

  • دهشت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • وحشت
    • دلهره
    • دستپاچگی
    • خوف
    • پانيك
    • پانیکوم
    • آسیمگین
    • سرآسیمگی
    • هراساندن
    • هراسیدن
    • پانیک
    • (از خنده) روده بر کردن
    • (ترس فراگیر درباره ی ورشکستگی احتمالی بانک یا شرکت و غیره که موجب هجوم سهامداران و فروش بی رویه و سقوط بازارمی شود) آسیمه گری
    • (ترس ناگهانی و غیر منطقی و معمولا همه گیر) هول
    • (خودمانی) آدم خوش مشرب
    • (خودمانی) بسیار سرگرم و شاد کردن
    • (در اصل) وابسته به پن (خدای اسطوره ای جانوران وحشی و جنگل)
    • (گیاه شناسی) علف ارزن (انواع علف های جنس Panicum)
    • آدم خوش مزه
    • آدم لوده و سرگرم کننده
    • آسیمه کردن یا شدن
    • جنس ارزن
    • غرق در خوشی کردن
    • هراس زده کردن
    • هراس زدگی
    • هول زده کردن یا شدن
    • وابسته به ترس ناگهانی (که معتقد بودند Pan در برخی ایجادمی کند)
    • وحشت زده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " panic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Panic adjective دستور زبان

Pandean [..]

+ اضافه کردن

"Panic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Panic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "panic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "panic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه