ترجمه "panicky" به فارسی

دستپاچه, بیخود وحشت کننده, ناشی از ترس بیخودیا هراس بی اساس بهترین ترجمه های "panicky" به فارسی هستند.

panicky adjective دستور زبان

In a state of panic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستپاچه

    adjective

    Perhaps she noticed that some among the family of the couple exchanged panicky glances and urgent whispers.

    شاید از حالت برخی از بستگان عروس و داماد و گفتگوهای درگوشیِ آنان، متوجه شد که دستپاچه و مضطربند.

  • بیخود وحشت کننده

  • ناشی از ترس بیخودیا هراس بی اساس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " panicky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "panicky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه