ترجمه "panorama" به فارسی
منظره, سراسرنما, دورنما بهترین ترجمه های "panorama" به فارسی هستند.
panorama
noun
دستور زبان
an unbroken view of an entire surrounding area [..]
-
منظره
noununbroken view of an entire surrounding area
The forest at the farthest extremity of the panorama
تاج درختان جنگلهای دوری که این منظره را محدود میساخت
-
سراسرنما
wide-angle view or representation of a physical space
-
دورنما
-
ترجمه های کمتر
- گسترنما
- (یک یا چند تصویر چسبانده به هم که یک منظره ی کامل مثلا منظره ی 081 درجه را نشان می دهد) چشم انداز (کامل)
- بررسی فراگیر
- تصویر کلی
- تصویر گذران
- رجوع شود به cyclorama
- زنجیره نما
- شرح جامع
- شهر فرنگ
- منظره ی گذران
- منظرهٔ وسیع
- همه نما
- چشم انداز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panorama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "panorama"
عباراتی شبیه به "panorama" با ترجمه به فارسی
-
آزادی پانوراما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن