ترجمه "pantomime" به فارسی
پانتومیم, (انگلیس) نمایش فکاهی و موزیکال ویژه ی ایام کریسمس, (روم باستان) بازیگر صامت (که با ادا و اشاره نقش خود را بازی می کرد) بهترین ترجمه های "pantomime" به فارسی هستند.
pantomime
verb
noun
دستور زبان
(now rare) A Classical comic actor, especially one who works mainly through gesture and mime. [from 17th c.] [..]
-
پانتومیم
nounform of musical comedy stage production, developed in the United Kingdom and mostly performed during Christmas and New Year season
Sign language has nothing in common with Braille, and it is not simply pantomime.
زبان اشاره صرفاً نوعی پانتومیم نیست و با زبان نابینایان ( بریل) بسیار متفاوت است.
-
(انگلیس) نمایش فکاهی و موزیکال ویژه ی ایام کریسمس
-
(روم باستان) بازیگر صامت (که با ادا و اشاره نقش خود را بازی می کرد)
-
ترجمه های کمتر
- (عمل یا حرکت که با حرف همراه نیست) خموشگری
- بازیگری صامت
- به صورت نمایش صامت بیان کردن
- بیان صامت
- خموشگری کردن
- صامت کاری
- لال بازی درآوردن
- نمایش خموش
- نمایش صامت
- هنر نمایش خموش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pantomime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pantomime" با ترجمه به فارسی
-
وابسته به نمایش گنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن