ترجمه "pantry" به فارسی
آبدارخانه, انباری, گنجه بهترین ترجمه های "pantry" به فارسی هستند.
A small room, closet, or cabinet usually located in or near the kitchen, dedicated to food storage and/or storing kitchenware. Since the pantry is not typically temperature-controlled (unlike a refrigerator or root cellar), the foods stored in a pantry are usually shelf-stable staples such as grains, flours, and preserved foods. [..]
-
آبدارخانه
storage room
Sonya passed to the pantry with a glass in her hand.
سونیا با گیلاسی از تالار عبور کرده به آبدارخانه رفت.
-
انباری
he would escape from their clutches into his little pantry adjoining
در دسترس خود داشتند از دسترس ایشان به انباری کوچک مجاور میگریخت
-
گنجه
nounbut he was afraid of waking Louisa by rummaging in the pantry.
اما از آن میترسید که اگر در گنجه به جست و جوی خوراکی بپردازد لوئی زا بیدار شود.
-
ترجمه های کمتر
- (اتاقچه ی مجاور آشپزخانه که ظروف و آذوقه ی منزل را در آن نگهداری می کنند) دولاب
- (کشتی و هتل و غیره) انبارظروف
- رجوع شود به larder
- شربت خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pantry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pantry"
عباراتی شبیه به "pantry" با ترجمه به فارسی
-
آبدارخانه · اتاقکی که در آن مواد غذایی انبار یا ارائه می شود