ترجمه "paperwork" به فارسی

کاغذبازی, نوشته, تشریفات اداری بهترین ترجمه های "paperwork" به فارسی هستند.

paperwork noun دستور زبان

A clerical task or set of tasks involving routine written work; busy work; red tape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاغذبازی

    excessive paperwork [..]

    Regional office requires the paperwork, but, uh, I don't want to press charges.

    ، این کاغذبازی برای دفتر مرکزی لازمه . ولی نمی خوام بهت فشار بیارم

  • نوشته

    noun

    She must have filled out some paperworks, right?

    ممکنه توي فرم هايي که پر کرده ، نوشته باشه ؟

  • تشریفات اداری

    noun

    I already got Patty on the paperwork.

    من پتی رو مسئول تشریفات اداری کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • منشی گری
    • کار دفتری
    • کاغذ بازی
    • کاغذ بازی و تشریفات اداری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paperwork " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "paperwork" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه