ترجمه "pappy" به فارسی
(خودمانی) پدر, آبکی و شل, بابا جان بهترین ترجمه های "pappy" به فارسی هستند.
pappy
adjective
noun
دستور زبان
Like pap; soft; succulent; tender. [..]
-
(خودمانی) پدر
-
آبکی و شل
-
بابا جان
-
حریره مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pappy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pappy
proper
(informal) one's grandfather [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pappy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pappy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن