ترجمه "parabolic" به فارسی

سهموی, بشقابی, شلجمی بهترین ترجمه های "parabolic" به فارسی هستند.

parabolic adjective noun دستور زبان

Of, or pertaining to, or in the shape of a parabola or paraboloid [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سهموی

    The problem is when the capsule moves from an elliptical orbit to a parabolic orbit.

    مشکل زمانیه که کپسول فضاپیما از مدار بیضی وارد مدار سهموی میشه

  • بشقابی

  • شلجمی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سهمیک
    • حکایتی
    • بشقابی شکل
    • شلجمی شکل
    • وابسته به داستان کوتاه با معنی اخلاقی یا مذهبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parabolic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "parabolic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parabolic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه