ترجمه "paraphernalia" به فارسی
وسایل, لوازم, ابزار بهترین ترجمه های "paraphernalia" به فارسی هستند.
paraphernalia
noun
دستور زبان
(plural only; not used in singular form) Miscellaneous items, especially the set of equipment required for a particular activity; stuff. [..]
-
وسایل
-
لوازم
noun -
ابزار
noun
-
ترجمه های کمتر
- ابزارگان
- مخلفات
- ضمیمه
- تجهیزات
- بساط
- (حقوق - مهجور) اسباب خانه که شوهر به زن می دهد
- ساز و برگ
- لوازم و اسباب شخصی
- مایملک زن (که شوهر به آن حقی ندارد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paraphernalia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن