ترجمه "parasitically" به فارسی
بطورطفیلی, ازراه مفت خوری, انگل وار بهترین ترجمه های "parasitically" به فارسی هستند.
parasitically
adverb
دستور زبان
In a parasitic manner. [..]
-
بطورطفیلی
-
ازراه مفت خوری
-
انگل وار
-
مفت خورانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parasitically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parasitically" با ترجمه به فارسی
-
(زیست شناسی) انگل · (یونان باستان) کسی که در مقابل خوراک رایگان میزبان را سرگرم می کرد و چاپلوسی می نمود · آویزگن · انگل · ایرمان · دنباله رو · زالو · سربار · سورچران · صدای مزاحم · طفیلی · پارازیت · کاسه لیس
-
انگلی · طفیلی
-
نماتودهاي خاك (غير انگلي)
-
(زیست شناسی : همزیستی که برای مهمان مفید و برای میزبان مضر است) انگل زیستی · (پزشکی) انگل زدگی · انگل · انگل بودن · انگلی · زندگی انگلی · ویژگی ها و عادات انگل
-
انگل زده کردن · انگل شدن · همانند انگل زندگی کردن · پر از انگل کردن
-
عوامل ایجاد اختلال
-
كرمهاي انگلي · کرمها
-
بچهداری سربار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن