ترجمه "parasol" به فارسی

سايبان, سایبان (به صورت چتر بزرگ مثلا در ساحل دریا), چتر آفتابی بهترین ترجمه های "parasol" به فارسی هستند.

parasol noun دستور زبان

A small light umbrella used as protection from the sun. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سايبان

    so ill follow you around with a parasol. all right, nancy boy

    پس منم دنبالت ميام با يک سايبان باشه بچه خوشگل

  • سایبان (به صورت چتر بزرگ مثلا در ساحل دریا)

  • چتر آفتابی

    here a green, here a red parasol opened with a little pop.

    چتر آفتابی سبزی اینجا، چتر قرمزی آنجا با پقِ کوتاهی باز شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parasol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "parasol"

عباراتی شبیه به "parasol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parasol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه