ترجمه "parley" به فارسی
مذاکره, گفتگو, گردهمایی بهترین ترجمه های "parley" به فارسی هستند.
parley
verb
noun
دستور زبان
A conference, especially one between enemies. [..]
-
مذاکره
nounDumbledore sent me to parley with the giants.
دامبلدور منو فرستاده بود تا با غول ها مذاکره کنم
-
گفتگو
nounThe servant opened the garret window and parleyed for some time with a man in the street below.
کلفت خانه پنجره انبار را گشود و لحظهای چند با مردی که آن پایین توی کوچه مانده بود گفتگو کرد.
-
گردهمایی
noun
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه با خصم یا برای حل اختلاف) مذاکره
- (به ویژه با خصم) مذاکره کردن
- گردهمایی داشتن
- گفتگو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parley " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Parley
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Parley" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Parley در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن