ترجمه "parol" به فارسی
دهانی, شفاهی, گفتاری بهترین ترجمه های "parol" به فارسی هستند.
parol
adjective
noun
دستور زبان
Word-of-mouth. [..]
-
دهانی
adjective -
شفاهی
-
گفتاری
-
ترجمه های کمتر
- (حقوق)
- شهادت شفاهی (امروزه فقط بدین صورت به کار می رود: به طور شفاهی = by parol)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "parol"
عباراتی شبیه به "parol" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) آزادی به قید التزام · (حقوق) به قید التزام آزاد کردن · (در اصل) قول شرف (به ویژه قول اسیر جنگی که در عوض آزادی از شرکت مجدد در جنگ خودداری خواهد کرد) · (مهجور - ارتش) اسم عبور · آزادی زندانی به شرط آنکه تا مدت معین محدودیت ها وشرایط معینی را رعایت کند · آزادی مشروط · اسم شب · با قول نیک رفتاری آزادکردن · جیرو · شروطمربوط به قول شرف · شعار حزب · طورشم وفع · عفو مشروط · قول شرف · قول مردانه · پیروی از قول شرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن