ترجمه "parotid" به فارسی

بناگوشی, (کالبد شناسی), غده ی بناگوشی بهترین ترجمه های "parotid" به فارسی هستند.

parotid adjective noun دستور زبان

Relating to the parotid gland. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بناگوشی

  • (کالبد شناسی)

  • غده ی بناگوشی

  • وابسته به هریک از دوغده ی بزاقی (که در جلو گوش قرار دارند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parotid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "parotid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parotid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه