ترجمه "part time" به فارسی
تقو همين, نیمه وقت, پاره وقت بهترین ترجمه های "part time" به فارسی هستند.
part time
adjective
part time (esp. female part time employees) [..]
-
تقو همين
-
نیمه وقت
Some employees work part time at my private hospitals.
بعضی از پرسنل اینجا بصورت نیمه وقت تو بیمارستان های من کار می کنن.
-
پاره وقت
Long story short, it's crummy pay, it's part-time.
خلاصه داستان اينکه براي يه پاره وقتي که اونجا باشم پول خوبي ميدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " part time " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "part time" با ترجمه به فارسی
-
مستخدم نیمه وقت
-
کارنوبتی (شیفت) نیمه وقت
-
اشتغال پارهوقت
-
زراعت پارهوقت
-
نیمه وقت · پاره وقت
-
کارگر موقت · کارگر پارهوقت
-
ناگروخلاس تقو همين یراتسرپ
-
نیمه وقت · پاره وقت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن