ترجمه "particular" به فارسی
خاص, مخصوص, ویژه بهترین ترجمه های "particular" به فارسی هستند.
(obsolete) Pertaining only to a part of something; partial. [..]
-
خاص
adjectiveI don't adhere to any particular political tendency.
من از هیچ گونه گرایش سیاسی خاص تبعیت نمی کنم.
-
مخصوص
adjectiveOne in particular declared with martial heat that they were put there to be slaughtered.
یکی از ایشان با حرارت مخصوص نظامیان گفت که این افراد را برای قتل عام اینجا نگه داشتهاند.
-
ویژه
adjectiveBut what I do have are a very particular set of skills.
ولی چیزی که دارم یه سری مهارتهای ویژه ست.
-
ترجمه های کمتر
- دقیق
- مختص
- سختگیر
- شخصی
- اخص
- نکته بین
- جداگانه
- تک
- فردی
- منفرد
- پابند
- (قدیمی) خصوصی
- (منطق) گزاره ی جزئی
- بخصوص (در برابر: اعم یا کلی general)
- جز به جز
- دیر پسند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " particular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Particular" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Particular در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "particular" با ترجمه به فارسی
-
ذکر جزئیات · ذکر خصوصیات تفصیل · ذکر ویژه · شرح دقیق
-
جزئیات
-
خسارت جزئی (بیمه)
-
بخصوص
-
جز به جز شرح دادن · قلم به قلم ذکر کردن · وارد جزئیات شدن · یک به یک نامبردن
-
آیین اصالت جز · آیین خرده نگر · جزئی انگاری · خاص نگری
-
توجه به جزئیات · جز · جزئیات · جزئیت · خصوصیت · دقت · دیر پسندی · سخت گیری · موشکافی · ویژگی · پایبندی
-
بخصوص