ترجمه "partner" به فارسی

شریک, یار, انباز بهترین ترجمه های "partner" به فارسی هستند.

partner verb noun دستور زبان

Someone who is associated with another in a common activity or interest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شریک

    noun

    someone who is associated with another in a common activity or interest

    The truth is, I wasn't gonna make anyone partner.

    حقیقت اینه که ، نمی خواستم هیچکس رو شریک کنم.

  • یار

    noun

    either member of a pair in a card game or sports team (1.4)

    Davies looked so stunned by his good fortune in having Fleur for a partner that he could hardly take his eyes off her.

    از قیافهی دیویز کاملاً مشخص بود که هنوز باور نمیکند بخت با او یار بوده و فلور دلاکور همراهش شده است.

  • انباز

    noun

    someone who is associated with another in a common activity or interest

  • ترجمه های کمتر

    • همرقص
    • هنباز
    • همبستر
    • انباز شدن
    • همسر
    • همکار
    • شريك
    • زن
    • زوج
    • شوهر
    • همدست
    • جفت
    • متحد
    • هامال
    • همباز
    • (رقص) پارتنر
    • (مسابقه) همبازی
    • (کشتیرانی - چارچوبی که پایه ی دکل را استوار نگه می دارد) دکل دار
    • انباز کردن یا شدن
    • شریک زندگی
    • شریک کردن یا بودن
    • هم رقص
    • چارچوب دکل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " partner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Partner
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شریک

    noun

    The truth is, I wasn't gonna make anyone partner.

    حقیقت اینه که ، نمی خواستم هیچکس رو شریک کنم.

تصاویر با "partner"

عباراتی شبیه به "partner" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "partner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه