ترجمه "parts" به فارسی
استعداد ترجمه "parts" به فارسی است.
parts
verb
noun
Plural form of part. [..]
-
استعداد
nounI believe men of talent have a part to play in the war to come.
بنظر من افراد با استعداد نقش مهمی در جنگ پیش رو دارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parts " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parts" با ترجمه به فارسی
-
بخش دوم، نیمه دوم، بخش پایانی
-
برنامه هر قطعه
-
(بدن) عضو · (به قطعات مجزا) تقسیم کردن · (جمع) اندام های تناسلی و مقعد · (ریاضی) جز (اجزای) عدد · (شانه کردن گیسو) خط مو · (فرق) باز کردن 0 · (معمولا با: from) عزیمت کردن · (معمولا جمع) ناحیه (نواحی) · استعداد · اندام · بخش · بخش کردن · برابر · برخه · بهر · تا اندازه ای 2 · تفكيك كردن · توانایی · جانب · جدا کردن یا شدن · جربزه · جز · دانگ · رل · رهسپار شدن · سرزمین · سهم · سو · سوا کردن 1 · شرمگاهان · طرف · عضو · فرق · قسمت · قطعه · مردن · منشعب کردن یا شدن · منطقه · نسبی · نقطه · وابسته به یک بخش · ورشیم · پار · پاره · پیمانه · گیروانه
-
بخش وب
-
قطعات موتوری · كاربراتورها · ميللنگها
-
پرداخت مرحلهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن