ترجمه "pass-through" به فارسی

(دریچه ی میان آشپزخانه و اتاق نهارخوری که از آن خوراک رد می کنند) دریچه, سوراخ دیوار بهترین ترجمه های "pass-through" به فارسی هستند.

pass-through noun

an opening that resembles a window between two rooms (especially a shelved opening between a kitchen and dining room that is used to pass dishes)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (دریچه ی میان آشپزخانه و اتاق نهارخوری که از آن خوراک رد می کنند) دریچه

  • سوراخ دیوار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pass-through " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pass-through" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه