ترجمه "passible" به فارسی
سترساگر, سوهشگر, حس دار بهترین ترجمه های "passible" به فارسی هستند.
passible
adjective
دستور زبان
(chiefly theology) Able to suffer, or feel pain. [..]
-
سترساگر
-
سوهشگر
-
حس دار
-
قادر به احساس کردن یا رنج بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "passible" با ترجمه به فارسی
-
تالم پذیری · درد کشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن