ترجمه "passionate" به فارسی
پرشور, شهوانی, آتشی بهترین ترجمه های "passionate" به فارسی هستند.
Given to strong feeling, sometimes romantic and/or sexual. [..]
-
پرشور
She was a true and human and decent and kindly girl a passionate and loving girl.
او دختری صدیق و انسانی نجیب و مهربان بود دختری پرشور و پرمهر.
-
شهوانی
nounAw, go 'long with you. She looked him in the eyes, her own sharply passionate and inviting.
دختر در حالی که با چشمهای شهوانی و خواهندهاش به چشمهای مارتین نگاه میکرد گفت بات راه میآم.
-
آتشی
We had some very passionate discussions this morning.
ما امروز صبح یک بحث خیلی آتشی مزاج داشتیم.
-
ترجمه های کمتر
- شهوتی
- غیظی
- پرسترسا
- پرسهش
- زود خشم
- پر احساسات
- پر اشتیاق
- پر حرارت
- پر شهوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passionate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Passionate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Passionate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "passionate" با ترجمه به فارسی
-
ازروی تندخویی · با هیجان، هیجان زده، پرحرارت · باتندی · باشورو غیرت · بطورشهوت امیز
-
رجوع شود به Palm Sunday · یکشنبه ی دو هفته پیش از عید پاک
-
وابسته به یا ناشی از شورمندی یا احساسات (رجوع شود به passion)
-
مسیح بازمصلوب
-
تندخویی · تندی · شوانیت · شور · غیرت
-
میوه ی گل ساعت (رجوع شود به passionflower) · پشن فروت
-
(احساس شدید عشق یا شهوت یاخشم یا اشتیاق یا ترس و غیره) شور · (جمع) احساسات · (در اصل) رنج و اندوه (مثلا عذاب شهید) · (شدید) شهوت · اثر هنری درباره ی مصیبت های عیسی · حرارت · خوی بد · دیوانگی · شرح عذاب شهید · شرح مصائب ائمه P( -2 بزرگ) رنج و اندوه حضرت عیسی در روزهای آخر عمرش · شرح مصیبت های عیسی (که در انجیل آمده) · شورمندی · شوق · شیدایی · عشق · فزون سترسا · فزون سهش · فزون سهش ها · هوس · ولع
-
نمایش مذهبی درباره ی مصیبت های حضرت عیسی