ترجمه "passive" به فارسی
منفعل, پاسیو, مجهول بهترین ترجمه های "passive" به فارسی هستند.
passive
adjective
noun
دستور زبان
Being subjected to an action without producing a reaction. [..]
-
منفعل
adjectivenot active, but acted upon
I was a passive observer of the medical world.
من در واقع شاهدی منفعل در زمینه ی دانش پزشکی بودم.
-
پاسیو
taking no action [..]
-
مجهول
adjectivegrammar: being in the passive voice
-
ترجمه های کمتر
- غیر فعال
- آرام
- مطیع
- خنثی
- مطیع، رام و آرام، بی حرکت
- رام
- تسلیم
- ناجنبا
- ساکن
- (دستور زبان) مجهول (مثلا عبارت was hit در این جمله :he was hit by a ball)
- (شیمی) مقاوم در برابر زنگ زدگی
- بی اثر
- بی بخار
- بی تفاوت
- بی حال
- بی عار
- بی عرضه
- بی هنایش
- بی کنش
- ضد زنگ
- ناکنش ور
- وا رفته
- پاد خورند
- پاد زنگ
- پذیرا (در برابر: کنش ور active)
- کنش پذیر
- کنش گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Passive
-
منفعل
Then he sat down in the stern sheets, passive, with his knees close together and legs aslant.
سپس منفعل و بی حرکت نشست و زانوانش را به هم فشرد.
عباراتی شبیه به "passive" با ترجمه به فارسی
-
انفعال · بی ارادگی · بی هنایشی · بی کنشی · عدم فعالیت · ناکنشوری · پذیرا بودن · کنش پذیری · کنش گیری · کنشپذیری
-
انفعال گرایی · سکون · سکون گرایی · منفعل بودگی · ناکنش وری
-
ازروی بی ارادگی بربارانه · با تحمل · باتاثر · بی مقاومت · مطیعانه
-
(فلزکاری) روکش گذاری کردن
-
(اتومبیل - ابزار خودکاری که برای حفظ سرنشین در تصادفات تعبیه شده است مانند کیسه ی هوا) ایمن دار ناکنش ور
-
رویینگی
-
پذیرش منفعل
-
سند قرضه بدون بهره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن