ترجمه "pasta" به فارسی
پاستا, رشتهجات, ماكاروني بهترین ترجمه های "pasta" به فارسی هستند.
pasta
noun
دستور زبان
Pieces of dough made from wheat and water sometimes mixed with egg used in various cuisines; it is often sold in dried form, and comes in a variety of shapes. [..]
-
پاستا
nounpieces of dough made from wheat and water [..]
I'm sorry, but where might I find the pasta?
شرمنده ، ولي کجا ميتونم پاستا پيدا کنم ؟
-
رشتهجات
-
ماكاروني
-
ترجمه های کمتر
- اسپاگتي
- رشتهفرنگيها
- لاخشه
- نیرشته
- (ماکارونی و سایر خوراکی های مشابه) پاستا
- رشته فرنگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pasta"
عباراتی شبیه به "pasta" با ترجمه به فارسی
-
(خوراک پزی) رشته فرنگی بسیار نازک (angel's hair هم می گویند)
-
صنعت رشتهجات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن