ترجمه "pastor" به فارسی

چوپان, کشیش, شبان بهترین ترجمه های "pastor" به فارسی هستند.

pastor verb noun دستور زبان

(now rare) A shepherd; someone who tends to a flock of animals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوپان

    noun

    ordained leader of a Christian congregation

    Using a pastoral setting, these proverbs emphasize the value of finding contentment in a simple life resulting from diligent work.

    این مَثَلها از دیدگاه یک چوپان نوشته شدهاند و تأکید بر ارزش و فایدهٔ یک زندگی ساده دارند که با قناعت و زحمت حاصل میشود.

  • کشیش

    noun

    She showed my sketches to the pastor and the doctor and the judge.

    طرحهائیرا که میکشیدم به کشیش و طبیب و قاضی قصبه نشان میداد.

  • شبان

    noun

    Uh, you may know Brother Edson through Pastor Finney.

    اوه شما ممکنه برادر ادسون رو از طریق شبان فینی بشناسید.

  • ترجمه های کمتر

    • مرشد
    • رهبر روحانی
    • شعر روستایی
    • پیشوای روحانی
    • کشیشی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pastor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pastor noun

only the rose-colored starlings; in some classifications considered a separate genus

+ اضافه کردن

"Pastor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pastor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pastor" با ترجمه به فارسی

  • روستادار · چوپان وار · کشیش وار
  • چرانیدن صحرایی
  • ادبیات شبانی · بی پیرایه و خوشایند · رجوع شود به pastorale · ساده و روستایی · ساده و طبیعی · شبانی · طبیعی و دلنواز · مرغزار · نامه یا اعلامیه ی رسمی (از سوی مطران یا مطران های ناحیه) · وابسته به ادبیات شبانی · وابسته به شبانان و زندگی آنها · وابسته به کشیش · چراگاه · چمنزار · چوپانی · کشیشی
  • حالات روستایی · گلهداری
  • دوران تصدی کشیش · مقام و وظایف کشیش · کشیشان (pastorship هم می گویند) · کشیشی
  • جامعه شبانی · جامعه چوپاني
  • حالات روستایی · گلهداری
اضافه کردن

ترجمه های "pastor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه