ترجمه "pasture" به فارسی
چراگاه, مرتع, چرانيدن بهترین ترجمه های "pasture" به فارسی هستند.
pasture
verb
noun
دستور زبان
land on which cattle can be kept for feeding. [..]
-
چراگاه
nounland on which cattle can be kept for feeding [..]
Mouch and me, we're the guys that get put out to pasture.
ماوچ و منیم که این وسط فرستاده شدیم چراگاه
-
مرتع
nounLand covered with grass or herbage and grazed by or suitable for grazing by livestock.
He says we should follow him to greener pastures!
ميگه كه بايد دنبالش تا يه مرتع سرسبز بريم!
-
چرانيدن
-
ترجمه های کمتر
- چمن
- چریدن
- تغذیه
- مرغزار
- چراخور، چراخوار، گیاه خوار، چراستان، مرج، مرعی
- سبزه
- فریز
- قصیل
- چرام
- چرامین
- چراندن
- علوفه
- قوت
- (علف و غیره که چرندگان از آن تغذیه می کنند) مرغ
- (قدیمی) خوراک
- به چرا واداشتن
- تغذیه کردن
- تغذیه کردن از
- جلگه سبز
- ندرك هيذغت
- چرا کردن
- چریدن در
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pasture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pasture"
عباراتی شبیه به "pasture" با ترجمه به فارسی
-
اصلاح چراگاه · بازسازي چراگاه
-
استراحت چراگاه · چرایتناوبی
-
(قابل استفاده به عنوان چراگاه) چراگاهی · چرامی
-
اصلاح چراگاه · بازسازي چراگاه
-
منابع چراگاه · چراگاهها
-
رمه چران · شبان · چوپان · گله چران
-
تغذيه چراگاهي · مديريت چرا · نظامهای چرا · چرای انتخابی
-
چراگاههای مختلط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن