ترجمه "pat" به فارسی

نوازش, قالب, سرضرب بهترین ترجمه های "pat" به فارسی هستند.

pat adjective verb noun adverb دستور زبان

The sound of a light slap or tap with a soft flat object, especially of a footstep [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوازش

    He had bowed to Malfoy, who was now patting his beak, looking disdainful.

    کج منقار جلوی مالفوی خم شده بود و او با انزجار منقار جانور را نوازش میکرد.

  • قالب

    noun
  • سرضرب

  • ترجمه های کمتر

    • سرگین
    • پشکل
    • بوقت
    • کنجله
    • بموقع
    • چونه
    • تاپ
    • بهنگام
    • درجا
    • ساختگی
    • فوری
    • (آهسته با کف دست یا هرچیز پهن) زدن
    • (گاو و غیره) تپاله
    • آهسته زدن
    • با صدای تپ تپ دویدن یا حرکت کردن
    • با ضربه های ملایم پهن کردن یا شکل دادن
    • تند و خوب آموخته (یا از حفظ شده)
    • تند و سرسری
    • تپ تپ
    • حاضر جوابانه
    • حق انحصاری
    • دارای حق انحصاری
    • صدای ضربه ی ملایم
    • ضربه ی ملایم (برای تسلی یا تشویق)
    • ضربه ی ملایم (برای شکل دادن و غیره)
    • ضربه ی ملایم زدن
    • غیر صمیمانه
    • قلمبه ی کوچک
    • ناز کردن
    • نوازش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pat proper دستور زبان

A short form of the female given name Patricia. [..]

+ اضافه کردن

"Pat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PAT proper

Pointe-aux-Trembles — a municipality in the province of Quebec, Canada

+ اضافه کردن

"PAT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PAT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه