ترجمه "patella" به فارسی
کشکک, راديوس, كشكك بهترین ترجمه های "patella" به فارسی هستند.
patella
noun
دستور زبان
(anatomy) The sesamoid bone of the knee; the kneecap. [..]
-
کشکک
bone of the leg
We need to remember it's patella tendonitis...
و فراموش نکنیم که " تاندون کشکک " بوده ، و خیلی حساسه
-
راديوس
-
كشكك
-
ترجمه های کمتر
- (روم باستان) پیاله
- (زیست شناسی) هر سازواره ی کاسه مانند
- (کالبد شناسی) کاسه ی زانو
- استخوان بازو
- استخوان درشتني
- استخوان ران
- استخوان زند زبرين
- استخوان كتف
- استخوان كف دست
- استخوان كف پا
- استخوان مچ
- استخوان مچ پا
- استخوان نازكني
- استخوان کشکک
- استخوانهاي بند انگشت
- استخوانهای اندام حرکتی
- مفصل شانه
- کشکک (kneecap هم می گویند)
- کشکک زانو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Patella
noun
type genus of the family Patellidae: common European limpets
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Patella" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Patella در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "patella"
عباراتی شبیه به "patella" با ترجمه به فارسی
-
كشكك (كاسه زانو)
-
کندرومالاسی کشکک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن