ترجمه "pathfinder" به فارسی
پیشاهنگ, راهیاب, مبتکر بهترین ترجمه های "pathfinder" به فارسی هستند.
pathfinder
noun
دستور زبان
One who discovers a way or path; one who explores untraversed regions. [..]
-
پیشاهنگ
One who discovers a way or path
I was a guide, a pathfinder, an original settler.
راهنما شده بودم، پیشاهنگ بودم، از ساکنان اصلی محل به شمار میآمدم.
-
راهیاب
-
مبتکر
-
ترجمه های کمتر
- پیشتاز
- (امریکا) پیشگام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pathfinder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pathfinder
Pathfinder (RAF) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pathfinder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pathfinder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن