ترجمه "pathognomic" به فارسی

مشخص مرض, نماینده ناخوشی, وابسته به تشخیص ناخوشی یا احساسات بهترین ترجمه های "pathognomic" به فارسی هستند.

pathognomic adjective

Alternative spelling of pathognomonic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشخص مرض

  • نماینده ناخوشی

  • وابسته به تشخیص ناخوشی یا احساسات

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pathognomic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pathognomic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه