ترجمه "patty" به فارسی

گرداله, گردله, گردک بهترین ترجمه های "patty" به فارسی هستند.

patty noun دستور زبان

A flattened portion of ground meat, usually round but sometimes square in shape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرداله

  • گردله

  • گردک

  • ترجمه های کمتر

    • قرص
    • هرچیز دیسک مانند
    • پای کوچک
    • پای گوشت (meat pie)
    • چونه ی مسطح (خمیر یا گوشت چرخ کرده و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Patty proper

A diminutive of the female given name Patricia. [..]

+ اضافه کردن

"Patty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Patty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "patty"

عباراتی شبیه به "patty" با ترجمه به فارسی

  • بازی کودکان همراه با این شعر (مانند: اتل متل توتوله) · سطر اول یک شعر کودکان
  • پتی دیویس
  • (خوراک پردازی) نان ترد به شکل پیاله یا قیف که در آن خمیر گوشت یا ماهی پخته می ریزند
  • نان شیرینی میوه دار یاگوشت دار
اضافه کردن

ترجمه های "patty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه