ترجمه "payable" به فارسی
پرداختنی, سررسیده, (جمع) حساب های پرداختنی بهترین ترجمه های "payable" به فارسی هستند.
payable
adjective
noun
دستور زبان
(plural) Debts owed by a business; liabilities. [..]
-
پرداختنی
-
سررسیده
-
(جمع) حساب های پرداختنی
-
ترجمه های کمتر
- (معدن و غیره) سودآور
- (چک - با: to) در وجه
- به موعد پرداخت رسیده
- تخادرپ لباق
- قابل پرداخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " payable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Payable
-
پرداختنی – قابل پرداخت
عباراتی شبیه به "payable" با ترجمه به فارسی
-
حسابهای پرداختنی
-
حساب های بستانکاران (مبالغ بدهی در مقابل دریافت کالا یا خدمات) · حساب های پرداختی · حساب پرداختی، حساب بستانکاران، حساب پرداخت کردن
-
سود سهام پرداختی
-
حقوق پرداختی
-
سود سهام پرداختنی
-
استهلاک کسر اوراق قرضه پرداختی
-
اسناد پرداختنی
-
حساب های پرداختنی جاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن