ترجمه "peacefulness" به فارسی
آرامش, ارامش, اسودگی بهترین ترجمه های "peacefulness" به فارسی هستند.
peacefulness
noun
دستور زبان
The state of being peaceful. [..]
-
آرامش
nounI have peace at home.
من در خانه آرامش دارم.
-
ارامش
Perhaps it would help me to think of her at peace.
شاید به من کمک می کرد تا در ارامش بیاد بیارمش.
-
اسودگی
No, Mr. Lockwood, I believe the dead are at peace:
نه آقای لاکوود، من معتقدم که مردگان در گور خود به اسودگی خفتهاند
-
ترجمه های کمتر
- امنیت
- صفا
- استراحت
- راحتی
- راحت
- صلح جویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peacefulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "peacefulness" با ترجمه به فارسی
-
افسر شهربانی · سرکلانتر · پایور
-
موقوفه کارنگی برای صلح بینالمللی
-
(در میان سرخپوستان) چپق صلح (چپقی که در جلسه ی صلح و آشتی می کشیدند و دست به دست می گشت)
-
(حقوق) ایجاد اختلال در نظم عمومی
-
(امریکا) سپاه صلح
-
تقدیم هدایا برای برقراری صلح · شکر گذاری · قربانی کردن و سپاسگزاری در راه خداوند · پیشنهاد صلح
-
معاهده صلح
-
عیسی مسیح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن