ترجمه "peanut" به فارسی

بادام زمینی, بادام کوهی, پاپاسی بهترین ترجمه های "peanut" به فارسی هستند.

peanut verb noun adjective دستور زبان

A legume resembling a nut, the fruit of the plant Arachis hypogaea. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادام زمینی

    noun

    a legume resembling a nut [..]

    Would you all like some peanuts?

    تنها کمی بادام زمینی می خواهی؟

  • بادام کوهی

    noun

    a legume resembling a nut [..]

  • پاپاسی

  • ترجمه های کمتر

    • پشیز
    • (امریکا -عامیانه - جمع) شندر غاز
    • (گیاه شناسی) بادام زمینی (Arachis hypogaea از خانواده ی pea)
    • بادام زمینی (محصول این گیاه)
    • بسیار نا چیز
    • پسته ی شام
    • پول سیاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peanut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Peanut
+ اضافه کردن

"Peanut" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Peanut در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "peanut"

عباراتی شبیه به "peanut" با ترجمه به فارسی

  • روغن بادام زمینی
  • بادامزمینیها
  • (امریکا - خودمانی) ردیف های آخر بالکن تئاتر (که بلیطهای آن از همه ارزانتر است)
  • (گیاه شناسی) بادام خوک (جنس (Amphicarpaea بومی خاور آمریکای شمالی)
  • تفاله بادامزمینی · تفاله روغني بادامزميني · كنجاله بادامزميني
  • خمیر بادام زمینی · خمیر بادام زمینی (که روی نان می مالند و با مربا یا عسل می خورند) · کره بادام زمینی · کره بادامزمینی · کرهٔ بادام زمینی
  • ساندویچ مربا و کره بادام زمینی
اضافه کردن

ترجمه های "peanut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه