ترجمه "pearl" به فارسی
مروارید, لولو, مرواريد بهترین ترجمه های "pearl" به فارسی هستند.
To give or hunt for pearls; as, to go pearling. [..]
-
مروارید
nounrounded shelly concretion produced by certain mollusks [..]
The price of wisdom is above pearls.
ارزش خرد بیشتر از مروارید است.
-
لولو
-
مرواريد
A hard, rounded object produced within the soft tissue (specifically the mantle) of a living shelled mollusk.
Each of you, step on a pearl and concentrate on where you want to go.
هرکدوتون ، پاش رو بذاره رو مرواريد و روي جايي که ميخواد بره فکر کنه.
-
ترجمه های کمتر
- مرواریدی
- صدف
- صدفی
- در
- عاج
- درفام
- کسپرج
- استخوان
- (از نظر زیبایی یا اندازه یا شکل یا رنگ و غیره) مرواریدسان
- (رنگ) خاکستری مایل به آبی
- با مروارید آراستن
- به شکل یا رنگ مروارید درآوردن
- به صورت قطره های مروارید مانند در آوردن
- دانه دانه شدن یا کردن
- در آذین کردن
- در مانند
- دندان فیل
- رجوع شود به mother-of-pearl
- رنگ عاج
- رودخانه ی پرل (در ایالت می سی سی پی - امریکا)
- ساخته شده از صدف
- مروارید صید کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pearl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A female given name from the English noun pearl. [..]
"Pearl" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pearl در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pearl"
عباراتی شبیه به "pearl" با ترجمه به فارسی
-
گردنبند مروارید · گردنبند مروارید (عمل جنسی)
-
چشمسفید گری
-
پوتاش پالیده · کربنات پتاسیم
-
دانیل پرل
-
پرل
-
صید مروارید
-
مروارید
-
صیاد · مروارید