ترجمه "pebble" به فارسی

سنگریزه, ریگ, پراندن بهترین ترجمه های "pebble" به فارسی هستند.

pebble verb noun دستور زبان

A small stone [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگریزه

    noun

    clast of rock

    In each bladder was a small quantity of dried peas, or little pebbles, as I was afterwards informed.

    در هر بادکنکی چنانکه پس از آن آگاه شدم اندکی نخود خشک و سنگریزه ریختهاند.

  • ریگ

    noun

    You don't build a beach if you want to hide a pebble.

    اگه بخوای یک ریگ رو قایم کنی ، نمیری یک ساحل بسازی.

  • پراندن

    Verb
  • ترجمه های کمتر

    • گوهر
    • (با منگنه یا پرس چرم و کاغذ و غیره را) زبر رویه کردن
    • (کاغذ یا چرم و غیره) رویه ی زبر و دانه دانه
    • با ریگ (یا چیزهای مشابه آن) پوشاندن
    • دارای نقش ریگی کردن
    • رجوع شود به rock crystal
    • ریگ پراندن به
    • ریگ پوش کردن
    • سنگ قیمتی (که در میان ریگ های رودخانه و غیره یافت شود)
    • سنگریزه ی ساییده
    • عدسی (عینک و غیره)
    • نوعی عقیق
    • کوارتز فرانما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pebble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pebble
+ اضافه کردن

"Pebble" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pebble در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pebble"

عباراتی شبیه به "pebble" با ترجمه به فارسی

  • (چرم و غیره) زبر رویه · دارای ریگ فراوان · روزبر · ریگدار · پر ریگ
  • (به ویژه انگلیس - روکار ساختمان) ریگدار · سنگریزه دار
  • (چرم و غیره) زبر رویه · دارای ریگ فراوان · روزبر · ریگدار · پر ریگ
اضافه کردن

ترجمه های "pebble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه