ترجمه "peckish" به فارسی

گرسنه, غیظی, (انگلیس - عامیانه) بهترین ترجمه های "peckish" به فارسی هستند.

peckish adjective دستور زبان

mildly hungry1860. John Camden Hotten. A dictionary of modern slang, cant, and vulgar words page 188. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرسنه

    adjective

    We should be ravenous but I don't even feel peckish.

    تا حالا باید از گرسنگی میمردیم، اما من حتی یک ذره هم گرسنه نیستم.

  • غیظی

  • (انگلیس - عامیانه)

  • ترجمه های کمتر

    • آماده ی خشم
    • روی رگ بد خلقی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peckish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "peckish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه