ترجمه "pedal" به فارسی

پدال, پایی, رکاب بهترین ترجمه های "pedal" به فارسی هستند.

pedal adjective verb noun دستور زبان

A lever operated by one's foot that is used to control a machine or mechanism, such as a bicycle or piano [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدال

    noun

    Keeping my head, I merely tapped the pedal.

    نفس زنان گفتم سرم را نگه داشتم، من فقط ضربهی ملایمی به پدال زدم.

  • پایی

    adjective

    After a few more turns of the lathe he removed his foot from the pedal, wiped his chisel

    پس از آنکه ماشین بار دیگر چرخید، شاهزاده پا را از روی جا پایی دستگاه خراطی برداشت،

  • رکاب

    noun

    They had pedaled most of the afternoon with their shirts tied around their waists

    تمام بعدازظهر را درحالیکه پیراهنشان را به کمر بسته بودند، رکاب زده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • جاپایی
    • پادک
    • پادکی
    • چرخیدن
    • (دوربین تلویزیون) پایه ی ستونی
    • (دوچرخه و ماشین خیاطی و غیره) رکاب
    • (دوچرخه) پازدن
    • اهرم پایی
    • به رکاب فشار آوردن
    • به پدال فشار آوردن
    • دوچرخه سواری کردن
    • رکاب دار
    • رکاب زدن
    • پای اوزار
    • پایی دار
    • پدال دار
    • پنجه رکاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pedal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pedal
+ اضافه کردن

"Pedal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pedal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pedal"

عباراتی شبیه به "pedal" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در پیانو) رکاب ملایم ساز را به کار بردن · (صدا را) ملایم کردن · (عامیانه) معتدل کردن · خفیف کردن · ملایم کردن
  • (موسیقی) گیتار پایه دار · گیتار پایه دار
  • رکاب · پدال
  • (به ویژه در پیانو) رکاب ملایم ساز (که صدا را ملایم می کند)
  • (زنانه) شلوار پاچه باریک (که تا بالای قوزک می رسد)
  • (موسیقی) زیر آهنگ ثابت · رکاب · پدال
  • پدال خودرو
اضافه کردن

ترجمه های "pedal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه