ترجمه "penholder" به فارسی
قلمدان, جا قلمی, دسته ی قلم بهترین ترجمه های "penholder" به فارسی هستند.
penholder
noun
دستور زبان
A device to store a pen. [..]
-
قلمدان
nounin a small stationer's shop not far away he had bought his penholder and his bottle of ink.
در نوشتافزار فروشی کوچکی که تا آنجا فاصلهای نبود، قلمدان و شیشهی جوهرش را خریده بود.
-
جا قلمی
-
دسته ی قلم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penholder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن