ترجمه "pepper" به فارسی

فلفل, پاشیدن, felfel بهترین ترجمه های "pepper" به فارسی هستند.

pepper verb noun دستور زبان

(transitive) To add pepper to. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلفل

    noun

    spice [..]

    Pass me the salt and pepper, please.

    نمک و فلفل را بگردان، لطفا.

  • پاشیدن

    Verb
  • felfel

  • ترجمه های کمتر

    • افشاندن
    • لفل
    • (با ضربه های کوتاه و تند) زدن
    • (گیاه شناسی)گیاه فلفل (Piper nigrum)
    • تیرباران کردن
    • رجوع شود به capsicum
    • سوراخ سوراخ کردن
    • فلفل زدن به
    • فلفل سفيد
    • فلفل سياه
    • فلفل پاشیدن به
    • وابسته به گیاهان تیره ی Piperaceae و راسته ی Piperales که دولپه ای هستند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pepper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pepper
+ اضافه کردن

"Pepper" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pepper در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pepper"

عباراتی شبیه به "pepper" با ترجمه به فارسی

  • فلفلهاي دلمهاي · فلفلهاي سبز · فلفلهاي قرمز · فلفلهای شیرین
  • فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
  • فلفل · فلفل سفيد · فلفل سفید · فلفل سياه
  • فلفل قرمز
  • اسپری فلفل
  • سفید و سیاه · فلفل نمکی
  • (انوع گیاهان آبزی که شیره ی تلخ دارند) فلفل آبی
  • فلفلهاي دلمهاي · فلفلهاي سبز · فلفلهاي قرمز · فلفلهای شیرین
اضافه کردن

ترجمه های "pepper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه