ترجمه "peppery" به فارسی

تند, فلفلی, پرادویه بهترین ترجمه های "peppery" به فارسی هستند.

peppery adjective دستور زبان

Having the taste of pepper. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تند

    adjective
  • فلفلی

    for in her heart she rather liked the peppery old lady.

    چون ته دلش تقریباً این پیرزن فلفلی مزاج را دوست داشت.

  • پرادویه

  • ترجمه های کمتر

    • پرفلفل
    • سوزان
    • (مجازی) تندو تیز
    • فلفل مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peppery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "peppery" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "peppery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه