ترجمه "perceptivity" به فارسی

بینایی, قومدرکه, درک بهترین ترجمه های "perceptivity" به فارسی هستند.

perceptivity noun دستور زبان

The state or quality of being perceptive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینایی

    Adrenaline can do crazy things to perception.

    آدرنالین میتونه تاثیرات مسخره ای روی بینایی آدم بزاره

  • قومدرکه

  • درک

    noun

    That's why we're changing the perception of insects.

    به همین خاطر ما در حال تغییر در شناخت و درک حشرات هستیم.

  • قوه مشاهده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perceptivity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perceptivity" با ترجمه به فارسی

  • احساس · ادراک · ادراکات · استنباط · اندریافت · برداشت · بینش · تعبیر · تلقی · حسها · درك · درک · دریافت · سهش · فهم · مشاهده · پی بردن · چیز مفهوم
  • ادراکی · استنباطی · اندریافتی · بافراست · بینا · بینشی · تیزبین · تیزهوش · حساس · زیرک · نافذ · نکته بین · وابسته به ادراک · ژرف نگر (انه)
  • بینا · بینایی · دید · رویت · مشاهده
  • خود ادراکی
  • بینایی · درك رنگ · ديدن
  • شاخص ادراک فساد
  • ادراک انتخابی
  • خودادراکی
اضافه کردن

ترجمه های "perceptivity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه